الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

142

الغدير ( فارسي )

بر عايشه رضى اللَّه عنها وارد شدم و به او گفتم : اى مادر ، قبر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را براى من آشكار كن ، او سه قبر آشكار نمود كه نه از زمين مرتفع بود و نه به زمين چسبيده بود و روى آن ( قبور ) با بطحاء ( سنگريزه ) سرخ رنگ پوشيده شده بود . و سمهودى در جلد 2 « وفاء الوفاء » صفحه 212 از طريق ابن شبّه و بزار از عايشه ، از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده كه فرمود : بطحان ( 1 ) بر باغى قرار گرفته از باغهاى بهشت . و مقدّم بهمهء اين روايات روايتى است كه در خصوص حديث غدير از طريق حذيفة بن اسيد و عامر بن ليلى رسيده ( و در صفحات 26 و 46 جلد اول اصل ذكر شده مراجعه شود ) كه آن دو گفتند : چون رسولخدا صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع برگشت ( در حالى كه جز آن حجى نفرمود ) آمد تا بجحفه رسيد و غدقن فرمود كه در زير درختان سمره كه نزديك بهم در بطحاء واقع است كسى فرود نيايد . . . تا آخر حديث . و امّا كتب شرح لغات و بلدان : در جلد 2 « معجم البلدان » صفحه 213 چنين مذكور است : بطحاء در لغت وادى محل عبور سيل است كه در آن سنگريزه وجود دارد و جمع بطحاء بر خلاف قياس ، اباطح و بطاح آمده ، تا آنجا كه گويد : ابو الحسن محمّد بن على بن نصر كاتب گويد : شنيدم از زن نوازنده اى كه اشعار طريح بن اسمعيل ثقفى را كه دربارهء وليد بن يزيد بن عبد الملك گفته تغنّى مينمود و نامبرده از دائيهاى وليد مذكور است . انت ابن مسلنطح البطاح و لم تطرق عليك الحنّى و الولج ( 2 )

--> ( 1 ) چنان كه از مطالب آينده بدست ميآيد يكى از واديهاى سه گانهء مدينه است كه دو ديگر آن واديها بنام عقيق و قتاده ناميده شده . ( 2 ) تو فرزند ( پرورش يافته ) فضاى وسيع و جلگه‌هاى ريك زارها هستى و بر تو راههاى پر پيچ و خم پيموده نميشود يعنى در مكانهاى پست و بين واديها پنهان نبوده اى كه حسب و شخصيت تو نمايان نباشد .